مرتضى مطهرى
732
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نه چيز ديگر ؛ وقتى كه به حقيقت مطلب برسيم چنين خواهيم يافت كه اين صورت بالفعل دانهء گندم است كه نمىگذارد مادهء اصلى كه در دانهء گندم است جو يا خرما يا انسان بشود و فقط نسبت به بوتهء گندم شدن منعى ندارد ؛ يعنى صورت بالفعل دانهء گندم همهء راهها را بر روى مادهء اصلى بسته است مگر راه بوتهء گندم شدن را . پس بازگشت همهء استعدادها به خالى بودن از مانع است . اينكه گفته مىشود در هيولاى اولى استعداد همه چيز بدون استثنا و بدون تفاوت و بدون ترجيح هست به معنى اين است كه او از لحاظ نقصان وجود و عدم تعين و فاقد بودن همهء فعليتها در حدى است كه نسبت به هيچ چيز مانعيت ندارد ، و اينكه گفته مىشود در گندم يا هستهء خرما يا نطفهء انسان استعداد شئ خاص هست به معنى اين است كه در هر يك از اينها نسبت به هر صورت ديگر مانع وجود دارد جز نسبت به يك صورت بالخصوص . اين نظريه قابل قبول نيست . پايهء اصلى اين نظريه اين است كه اجسام در تحليل نهايى منتهى مىشوند به دو جزء كه يكى هيچ فعليتى ندارد جز فعليت قابليت و آن همان است كه « مادهء اصلى » و « هيولاى اولى » ناميده مىشود و ديگرى « صورت جسميه » است كه حقيقتش بعد و امتداد است . نظريهء معروف ارسطويى « جوهرهاى پنجگانه » نيز مبتنى بر همين اساس است . برهان معروف « فصل و وصل » براى اثبات همين مدعاست . ولى ما اين عقيده را صحيح نمىدانيم . به عقيدهء ما « جسم » قابل تحليل به ماده و صورت نيست و ماده و صورت اجزاء جسم مىباشند اما اجزاء تحليلى نه اجزاء خارجى ، به اين معنى كه هر جسمى در ظرف خارج منتهى نمىشود به دو جزء واقعى كه يكى فقط ماده است و در ذات خود فاقد هر صورتى است و ديگرى صورت ، بلكه همان طورى كه اجزاء زمان و اجزاء حركت تا بىنهايت قابل تقسيم مىباشند و همان طورى كه بعد جسمانى تا بىنهايت قابل تقسيم ذهنى است به اجزاء كوچكتر ، حقيقت جوهر جسم نيز تا بىنهايت قابل تقسيم ذهنى است به قوه و فعليّت . اين خاصيّت براى جسم از آنجا پيدا شده كه حركت مقوّم وجود جوهر جسم است . در باب تركّب و عدم تركّب جسم از ماده و صورت و اينكه به فرض تركّب كيفيت آن چيست ، آيا اتحادى است يا انضمامى ، سخنان بسيارى است و جاى ايراد و اشكال در گفتار بسيارى از فلاسفه در اين زمينه بسيار است . اكنون مجال بحث در